خلاصه داستان: یک مدیر تبلیغات و یک طراح مد و بلاگر که هیچکدام به عشق باور ندارند، با یکدیگر شرط میبندند که میتوانند طرف مقابل را دیوانهوار عاشق خود کنند؛ اما برای رسیدن به این هدف، از روشهایی عجیب و غیرمعمول کمک میگیرند.
خلاصه داستان: داستان شاهزاده ثروتمندی است که پس از یک حادثه، از گردن به پایین فلج شده و در ادامه برای مراقبت از خود، به دنبال دستیاری میگردد. او با جوانی پر جنب و جوش از محلههای فقیرنشین استانبول، مصاحبه میکند و تحت تاثیر طرز فکر آزاد او قرار میگیرد و...
خلاصه داستان: روایت سرآشپزی جوان است که با حس استثناییاش در تشخیص طعم (اومامی)، تلاش میکند گذشته و عشق از دسترفتهاش را بازیابد. در این مسیر درمییابد که آشپزی تنها هنر طعم نیست، بلکه راهی برای التیام روح و یافتن معناست. جستوجوی او میان خاطره، عطر و احساس، به سفری درونی برای درک عشق و زندگی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: پس از تحمل سالها زندان به جرمی که برادرش مرتکب شده بود، باران به خانه بازمیگردد تا زندگیاش را از نو بسازد. او رویای ساختن کارگاهی کوچک و برقراری رابطهای دوباره با برادرزادهاش را در سر دارد، اما سایهی سنگین گذشته، نگاه سرد جامعه و حس تلخ تنهایی، آرامآرام او را در خود فرو میبرد.
خلاصه داستان: تمل جونیور پسر تمل سوزر است که در سن کم جان خود را از دست داد. تمل جونیور باید خیلی فوری از جایی پول پیدا کند، چون پدرش ۱۰ میلیون دلار بدهکار بوده است.
خلاصه داستان: ۵ دوست صمیمی که دنبال راهی برای ثروتمند شدن بودند، سرانجام در جنگل مقدار زیادی طلا پیدا میکنند. درست زمانی که فکر میکنند بالاخره موفق شدهاند، با یک گانگستر آلمانی به دردسر میافتند که یکی از آنها را برای بهدست آوردن طلا میرباید. در نهایت دوستان، رفیقشان را نجات میدهند و دوباره به روزهای بازنده و معمولیشان برمیگردند.