خلاصه داستان: در جریان یک طوفان شدید و بارانی، پرنسسها و دوستان همراهشان در حالی که روزی آرام و دلنشین را در قلعه سپری میکنند، حیوانات بیپناه را پناه میدهند. اما وقتی حیوانات از کنترل خارج شده و در قلعه به اینسو و آنسو میدوند، هرجومرج همهجا را فرا میگیرد.
خلاصه داستان: اوزی، اورانگوتان یتیمی که به یک اینفلوئنسر تبدیل شده، از قدرت شبکههای اجتماعی و صدای تاثیرگذارش استفاده میکند تا از جنگل محل زندگیاش در برابر جنگلزدایی و نابودی طبیعت محافظت کند.
خلاصه داستان: گروهی از مینیونها برای ساخت بزرگترین فیلم هیولایی تاریخ راهی هالیوود دهه ۱۹۲۰ میشوند، اما اشتباهات همیشگی آنها باعث میشود هیولاهای واقعی آزاد شوند و شهر را به آشوب بکشند.
خلاصه داستان: وقتی بانی یک تبلت قورباغهای شکل به نام لیلیپد هدیه میگیرد و شیفته آن میشود، وظیفه باز، وودی، جسی و بقیه گروه به طور قابل توجهی سختتر میشود، چرا که آنها باید با تهدیدی کاملا جدید برای زمان بازی رو در رو شوند و…
خلاصه داستان: می لی، دختر سیزده سالهای که با فراز و نشیبهای دوران نوجوانی دستوپنجه نرم میکند، تلاش دارد میان انتظارات مادر سختگیرش و هویت واقعی خود تعادل برقرار کند. اما او رازی عجیب نیز دارد؛ هر بار که احساساتش از کنترل خارج میشود، به یک پاندای قرمز غولپیکر تبدیل میشود.
خلاصه داستان: کارن، رایانه باهوش و جاهطلب، این بار تصمیم میگیرد کنترل جهان را به دست بگیرد. حالا پلانکتون ناچار است با همراهی باباسفنجی و دوستانش، یعنی پرل، سندی و خانم پاف، برای متوقف کردن او وارد ماجراجویی هیجانانگیزی شود.
خلاصه داستان: پسر رئیس قبیله که در شکار ناتوان است، برای اثبات خودش وارد جنگل میشود و با پرندهای جادویی دوست میشود که به او قدرت صحبت با حیوانات میدهد. اما وقتی میفهمد طبق سنت باید این پرنده قربانی شود، بین اطاعت از قبیله و انتخابی انسانی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: الی، موجودی کوچک و آیوی، پرندهای شکارچی، به طور جادویی جای بدنشان عوض میشود. هر کدام در دنیایی نا آشنا گرفتار میشوند؛ یکی در آسمان، دیگری روی زمین. آنها برای زنده ماندن مجبور به همکاری میشوند و...
خلاصه داستان: ماریو و لوئیجی به همراه پرنسس پیچ و تود به ماجراجویی در دورترین نقاط فضا و سراسر کهکشان میپیوندند، جایی که در برابر پسر باوزر، یعنی باوزر جونیور، قرار میگیرند که در تلاش است پدرش را از کوچک و زندانی شدن نجات داده و آزاد کند.
خلاصه داستان: تافیتی، یک میرکات جوان و کنجکاو، برای نجات جان پدربزرگش مجبور میشود سفری خطرناک را از دل صحرا آغاز کند. در این مسیر، برخلاف باورهای قدیمیاش، با یک گراز وحشی به نام برستلز همراه میشود. این سفر پرخطر، تافیتی را با معنای واقعی دوستی، شجاعت و پذیرش تفاوتها رو به رو میکند.