خلاصه داستان: داستان گروهی از دوستان است که به خانهای دور افتاده در کنار دریاچه میروند. ایریس متوجه میشود که در این سفر، یک ربات همنشین طراحی شده برای جلب رضایت جاش، یکی از دوستانش، همنشین آنهاست. این کشف موجب بروز تعقیب و درگیریهایی میشود که ایریس باید برای بقا تلاش کند.
خلاصه داستان: روایت تلاش بیوقفهی بازرس مادهوکار زنده برای دستگیری جنایتکاری زیرک است که بارها از چنگ قانون گریخته. در جریان دو ماموریت سرنوشت ساز، او باید میان وظیفه، فریب و خطر تصمیم بگیرد. با هر گام، مرز میان عدالت و انتقام تیرهتر میشود و زندگی شخصیاش نیز در آتش تعقیب و خیانت گرفتار میگردد.
خلاصه داستان: در ماموریتی محرمانه، گروهی از ضد قهرمانان سابق به رهبری والنتینا مامور میشوند پروژهای خطرناک را از بین ببرند. اما وقتی با باب، موجودی ناپایدار که نیمه تاریک ذهنش به هیولایی به نام وُید تبدیل میشود، رو به رو میشوند، برای نجات نیویورک باید با گذشتهشان رو به رو شوند و...
خلاصه داستان: در جهانی ویران شده پس از شرارهای خورشیدی، جیک مامور میشود تابلوی مونا لیزا را از میان ویرانهها بیرون بکشد. در این مسیر با جنگ سالاری بیرحم و آزادی خواهی سرسخت رو به رو میشود. اما ماموریت او چیزی فراتر از نجات یک اثر هنری است.
خلاصه داستان: برونو، سرباز سابقی که با زخمهای خاموش روانی روزگار میگذراند، دل به آتنا میبازد؛ زنی آرام با گذشتهای تهی از نشانهها. ربوده شدن ناگهانی او برونو را وادار میکند تیمی کوچک اما وفادار گرد هم آورد تا ردی از او بیابد. جست و جو در سایهها حقیقتی تکان دهنده را آشکار میکند و...
خلاصه داستان: میشل فولر، مدیرعامل یک شرکت داروسازی، در شهری کوچک به دست دو مرد محلی به نامهای تِدی و دانّی ربوده میشود. آنها باور دارند او عضوی از نژادی بیگانه است که با بهرهگیری از داروها قصد کنترل ذهن انسانها را دارد. میشل در زیرزمینی بسته و خفه کننده زندانی میشود و میان توهم، تنش و حقیقتی نامعلوم گرفتار میماند.
خلاصه داستان: یک زندان عمودی با یک سلول در هر سطح که دو نفر را در هر سلول خود جای داده است. زندانیان فقط از یک دریچه که در روز دو دقیقه بیشتر باز نمیشود تغذیه میکنند. زندانیان این زندان نمیدانند که قرار است چه بلایی بر سرشان بیاید.
خلاصه داستان: بازگشتی به دنیای زندانی که در آن انسانیت در مرز نابودی است؛ جایی که مجرمان به صورت دو به دو در طبقات زیر هم حضور دارند و یک سکوی متحرک غذا را طبقه به طبقه به آنها میرساند.
خلاصه داستان: زن جوانی برای دور شدن از زندگی شلوغش، شغل نگهبانی در یک برج دیده بانی جنگلی میپذیرد. در ابتدا همه چیز آرام است، اما خیلی زود نشانههایی عجیب ظاهر میشود: صداهای ناشناس، سایههای بی منطق و حس حضور موجودی دیده نشده.
خلاصه داستان: بن ریچاردز برای نجات دختر بیمارش و تامین هزینه درمان، وارد یک مسابقه تلویزیونی مرگ بار میشود؛ برنامهای که شرکت کنندگان باید سی روز از دست شکارچیان حرفهای فرار کنند تا زنده بمانند و به نمادی برای مقاومت در برابر سیستم تبدیل شوند.