خلاصه داستان: بعد از قتل مرموز چوپانی مهربان به نام جورج هاردی، گلهای از گوسفندها تصمیم میگیرند خودشان قاتل را پیدا کنند. آنها که هر شب به داستانهای جنایی جورج گوش میدادند، حالا وارد پروندهای واقعی میشوند. در جریان تحقیق، رازهای پنهان روستا و رفتار عجیب انسانها کمکم برایشان آشکار میشود.
خلاصه داستان: اولی نمیتواند کلاه خود را پیدا کند و این باعث سرگرمی همسر و خدمتکارش شده است؛ سپس اولی و استن سعی میکنند یک آنتن رادیویی روی پشت بام نصب کنند.
خلاصه داستان: در یک مجتمع مسکونی، گروهی از خانوادهها و دوستان در آرامش زندگی میکنند. با ورود مستاجری جدید و مرموز، رویدادهای غیر منتظرهای رخ میدهد که روابط بین ساکنان را تحت تاثیر قرار میدهد. این مستاجر عجیب باعث ایجاد تنشها و تغییراتی در زندگی روزمره آنها میشود و ساکنان را با چالشهای جدیدی مواجه میکند.
خلاصه داستان: سیمبا اکنون پادشاه بزرگ سرزمین پراید شده است و میخواهد تا فرزندش، کیارا مسیر او را دنبال کند. کیارا که دختری کنجکاو است، داستان زندگی پدربزرگش، موفاسا را از زبان رافیکی میشنود و...
خلاصه داستان: در پی رخدادهای پیشین، الفابا و گلیندا با موجی از فشارهای سیاسی و افکار عمومی رو به رو میشوند. روایتها درباره آنها دو قطبی میشود و هرکدام ناچار است میان وفاداری شخصی و مسئولیت عمومی دست به انتخاب بزند.
خلاصه داستان: دن مورگان پس از سالها زندگی آرام، دوباره با گذشتهی مخفی و خطرناک خود روبهرو میشود. دشمنی قدیمی خانوادهاش را هدف قرار میدهد و او ناچار است میان امنیت خانواده و افشای هویت واقعیاش تعادل برقرار کند. ماجراجویی تازه، آنها را وارد مسیری پر از تعقیب، طنز و تصمیمهای سخت میکند.
خلاصه داستان: پدرو، آشپزی جوان و پرشور، درست پیش از افتتاح رستوران رؤیاییاش با یک تشخیص پزشکی غیرمنتظره روبهرو میشود. در میانهی آشفتگی و ترس، سگ خیابانی کاراملیرنگی به نام آمندوئیم وارد زندگیاش میشود و پیوندی صمیمی میان امید، دوستی و معنای واقعی زندگی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: پدر خانواده پس از مرگ همسرش تلاش میکند زندگی را به حالت عادی بازگرداند، اما دختر کوچک با نقاشیهای تاریک خود رنج درونیاش را آشکار میسازد. زمانی که دفترچه نقاشی در برکهای مرموز فرو میافتد، موجودات ترسیمشده جان میگیرند و وارد دنیای واقعی میشوند.
خلاصه داستان: آنا که اکنون مادر است و در آستانه ازدواج با مردی قرار دارد که دختری نوجوان دارد، با روابطی پرتنش با دخترش هارپر دستوپنجه نرم میکند. ورود لیلی این پیچیدگی را بیشتر میسازد. اما هنگامی که جادویی ناشناخته باعث جابهجایی بدنها میان نسلهای مختلف خانواده میشود، همه چیز رنگ و بویی تازه میگیرد...