خلاصه داستان: یک مدیر تبلیغات و یک طراح مد و بلاگر که هیچکدام به عشق باور ندارند، با یکدیگر شرط میبندند که میتوانند طرف مقابل را دیوانهوار عاشق خود کنند؛ اما برای رسیدن به این هدف، از روشهایی عجیب و غیرمعمول کمک میگیرند.
خلاصه داستان: اما برای رسیدن به قطب جنوب و ملاقات با پدرش به آمریکای جنوبی سفر میکند، اما نمیتواند برای بخش آخر مسیر سوار یک کشتی شود. او به طور مخفیانه به یک کشتی تفریحی وارد میشود و با مهندسی به نام اندی آشنا میشود.
خلاصه داستان: ماسیمو عضو یک خانواده مافیایی سیسیلی است و لورا مدیر فروش است. او انتظار ندارد که در سفری به سیسیل برای نجات رابطهاش، ماسیمو او را بدزدد و به او ۳۶۵ روز فرصت بدهد تا عاشقش شود.
خلاصه داستان: رابطه لورا و ماسیمو در وضعیتی متزلزل قرار میگیرد؛ آنها تلاش میکنند بر بی اعتمادی و حسادت غلبه کنند، در حالی که ناچو با سماجت میکوشد میان آنها جدایی بیندازد.
خلاصه داستان: فیونا و مادرش برای تغییر سرنوشت خود به ایرلند سفر میکنند. هلن در جستجوی مادر گمشدهاش است، در حالی که فیونا با مردی آشنا میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. در این سرزمین سرسبز، عشق، خانواده و سرنوشت در هم میآمیزند تا تصمیمی مهم را پیش روی فیونا بگذارند.
خلاصه داستان: لورا و ماسیمو قویتر از همیشه برگشتهاند، اما این بار روابط خانوادگی ماسیمو و مردی مرموز که برای قلباش نقشههایی کشیده باعث میشود زندگی عاشقانهشان مورد آزمایشی سخت قرار گیرد و...
خلاصه داستان: آلی پس از به ارث بردن فروشگاه چاپ مادربزرگش، با چالشهای مدیریت و روابط اجتماعی مواجه میشود. او در مسیر هدیه دادن و کمک به دیگران، شادی، عشق و معنای واقعی کریسمس را دوباره کشف میکند. فروشگاه او به مکانی تبدیل میشود که نه تنها چاپ میکند، بلکه امید، مهربانی و ارزشهای انسانی را در جامعه پخش میکند.
خلاصه داستان: وقتی سگ دوست داشتنیشان (مِرو) بعد از جدایی آنها شادابی و سرزندگیاش را از دست میدهد، آنا و راس مجبور میشوند وارد عجیبترین و معذب کنندهترین وضعیت هم سرپرستی در دنیا بشوند.
خلاصه داستان: علی یک دانشجوی ایرانی در حال تحصیل پزشکی در بمبئی است. او به طور تصادفی جان یکی از همکلاسیهای خود (کاریشما) را که اقدام به خودکشی کرده بود نجات میدهد. علی کم کم سعی میکند با او حرف بزند و...
خلاصه داستان: در پی رخدادهای پیشین، الفابا و گلیندا با موجی از فشارهای سیاسی و افکار عمومی رو به رو میشوند. روایتها درباره آنها دو قطبی میشود و هرکدام ناچار است میان وفاداری شخصی و مسئولیت عمومی دست به انتخاب بزند.